از صبح مدام به انگشت شصتم نگاه میکنم البته نه اینکه خیال کنین خیلی بیکارم و از فرط بیکاری واسه خودم سرگرمی دست و پا کردم
تا حالا انگشت شصتمو اینطوری ندیده بودم اولین باره که به علت شکستن ناخنم از بیخ و بن ، شصتم کلا ناخن نداره و برای منی که همیشه ناخنامو نه خیلی بلند و نه خیلی کوتاه میکنم جالب و هم غم انگیزه ، آخه شصت انگشت بسیار مهمیه وقتی ناخنم از ته گرفته باشه هیچکاری نمیتونم باهاش انجام بدم
ازصبح هی نگاش میکنم شاید ناخنم زودتر بلند بشه 
خانواده ای که مهمونشون بودیم مدام این کلمه رو بکار میبردن ، مونده بودم " مود بخ " چیه کجاست خوردنیه پوشیدنیه تا بالاخره فهمیدم به اشپزخونه میگن مود بخ
بعدها در مورد این کلمه عجیب و غریب و اینکه از کجا اومده فکر کردم و کاشف به عمل اومد کلمه مطبخ بوده که در طول ایام و سالها بیچاره تبدیل به مودبخ شده
یا کلمه "وخی" به صورت مختصر و "وخیز" بصورت کاملترش که در اصل کلمه برخیز بوده که با این روز افتاده
احتمالا این بلا و تغییرات سر خیلی چیزها اومده حتی سر تاریخ
سلام ظهر عزیزان وبی بخیر و سلامتی و خوشی
هواافتابی و ملس ، سوپ جا افتاده و خاموش شده ، مرغ در حال پخت با شعله کم و برنج خیس شده تا یه ساعت دیگه که پخته بشه ، زندگی جریان داره ، خدا رو شکر که تا اینجای راه رو با همسرم اومدیم و در کنار هم موندیم ، همیشه دعا میکنم من زودتراز همسرم غزل خداحافظی رو بخونم و در جوار رحمت الهی اروم بگیرم دلم میخواد با دستهای همسرم به خاک سپرده بشم و همیشه حتی به خودشم گفتم بعد از برگزاری چهلمم دیگه صبر جایز نیست من منتظرتم سریع میای اونور که طاقت دوریت و ندارم 
دوستان عزیزاز دلداری دادن و اینکه هنوز یک گل از هزار گل ما نشکفته و اینطور کامنتا لطفا خودداری کنید حالا ما یه چیزی گفتیم دلیل نمیشه دنبال عزرائیل فرستاده باشیم 
-- نقش مادریشو به خوبی یا بهتر بگم بی نظیر ایفا کرده متاسفانه در نقش همسر چندان ندرخشیده ، همیشه گله مند همسرش بوده که با زحمت و تلاش مال حلال به خونه اورده اینکه چرا کمه ، چرا تو هم مثل بقیه دست به هر کاری نمیزنی ، بنظرم ناشکری کرده ، باعث شده پدر زحمتکش در چشم بچه ها حقیر و بی عرضه بنظر برسه ، احترامی برای پدری که اینقدر زحمت کشیده قائل نیستن و این اصلا خوب نیست
اینجا فواره پول از زمین میجوشه ، این فواره حداقل روزی یک میلیارد پول از زیر زمین که نه بلکه از جیب مردم بیرون میکشه و میریزه تو حلق بانویی به اسم فافا جون ، چندنگهبان مسلح در ورودی قرار دارن بعد وارد قسمت بازدید بدنی میشی ، ساختمان چندین طبقه اس شیک و مجهز به انواع و اقسام دوربینهای مخفی ، کارکنان بانوان متحدالشکلی با لباس فرم ، بینی های عمل شده گونه گذاشته و ... همگی شبیه هم فقط از روی کلاه گیسهای مختلف و رنگارنگشون میتونی از هم تشخیصشون بدی
اول وارد اتاق مشاوره میشی و مشاور به تو (منظور به عروس خانوم) میگه که نیاز به چه تغییر و تحولاتی داری با استفاده از کامپیوتر و یه سری وسایل دیگه صورتت تجزیه تحلیل میشه و برای اجرا به اتاقهای بعدی که تعدادشم کم نیست فرستاده میشی در نهایت عروس خانوم ، به طبقه بعدی فرستاده میشه تا بقیه صافکاری و بتونه کاری روی صورتش انجام بشه دیدن فافا جون که جزو محالاته و ایشون به هیچ عنوان به کسی رخ نمی نمایانن و عروس خانم هم تا پایان پروژه به کسی نشون داده نمیشه در ضمن در مکان عجیب و غریب یه طبقه که شامل باغ و فضای سرسبزو استخر و غیره وجود داره تا عروس داماد فیلمبرداری کنن و عکسهای مکش مرگ ما بگیرن
بنظرم یکی از راههای پولدار شدن استفاده از جهل و بی خردیه مردمه و البته باید چشم و هم چشمی رو هم بهش اضافه کرد ، والا اگه گودزیلا هم برای عروسیش بیارن اینجا سیندرلا از در دیگه میاد بیرون ، اما چه سود و چه حاصل یا بهتر بگیم به چه قیمتی ،حساب اونایی که پول براشون ریگ بیابونه جدا ولی اکثر افرادی که میان اینجا مردم معمولی هستن با کلی قرض و قوله ، طفلکی دامادها که مجبورن اول زندگی پولهای مفت و بیخودی خرج کنن ، برای دیدن چهره ای کاملا مصنوعی که با یه مشت اب از بین میره
برنامه سالن زیبایی گردی ما همچنان به عنوان یه تفریح مفرح ادامه داره ، خدا رو شکر دیدنش خرجی نداره 