نمیدونم چه صیغه ای یه (از اون نوعش نه از اون نوع
)که شادونه سر در لب تاپم میشینه و شروع میکنه به نظافت خودش و بعدم کلی با خودش غرغر میکنه البته این بهترین حالت فضولی نکردنشه که من با این نوع صیغه بسیار موافقم ، سلیمانم نیستیم بفهمیم چی غر میزنه که اینقدرم طولانیه اب و دون و قطره تقویتی و بادوم و پسته و سیبش که به راهه تازه یه کلبه خوشگلم به قفسش اضافه کردیم کلا شده دوبلکس از قیمت گوشت و تره با و اجاره خونه ام که بی خبره پس واسه چی غر میزنه
باید یه روز با گربه سرکوچه که مدام دور رو بر خونه میگرده تنهاش بزارم تا بفهمه سیبل گربه میچرخه یعنی چی ، اونوقت هرچی غر بزنه خریداریم
حسن از کار افتادن ساعت اتاق به اینه که میشینی پای لب تاپ و وبگردی و پست گذاشتن و هی به ساعت نگاه میکنی میبینی هنوز نه و بیست دقیقه اس و قند تو دلت اب میشه به به چه روزیه زمان زود نمیگذره انگار همه چی به 30 سال قبل برگشته و روبراه شده دیگه روزا بی برکت نیست لابد اگه الان برم تو خیابون نه از ترافیک خبریه نه از الودگی هوا ، عطر نون تازه هوا رو پر کرده و درختا سرسبز و زیبا هستن نه دود خورده و سیاه رنگ ، مردم اهسته راه میرن دیگه کسی عجله برای رسیدن به هیچی نداره و ....