زنی با انگشتر عقیق

زنی با انگشتر عقیق

وقتی گرفتاریهای این دنیا چون خوابهای پریشان می گذرند پس شکیبا باش...امام علی(ع)
زنی با انگشتر عقیق

زنی با انگشتر عقیق

وقتی گرفتاریهای این دنیا چون خوابهای پریشان می گذرند پس شکیبا باش...امام علی(ع)

دعا

- بعضی ها چقدر قشنگ دعا میکنن ، خانومی که کنارم ایستاده بود زیر لب اهسته دعا میکرد و منم میگفتم آمین 

- بازارچه نیکوکاری امسال پر رونق تر بود از نظر جمعیت و کم رونقتر بود از نظر خیرین ، جمعیت زیادی اومده بود همه برای برنامه های نمایشی سر نشستن رو صندلیها و جا گرفتن دعوا داشتن اما بعد از تمام شدن برنامه ها وقتی نوبت حراج به نفع بچه ها رسید سالن به تدریج خلوت شد

- اول ساعت اکثر خانوما با ارایش غلیط و خیلی شیک و مرتب و با پرستیژ حرف میزدن و سعی میکردن خیلی دلبرانه باشن آخر مراسم ارایشها  کمرنگ شده یا ریخته بود و چهره های واقعی از زیرش نمایان شده بود خستگی و گرما باعث میشد  خیلی مراقب یه لاخ کج و راست شدن موها نباشن و خلاصه کلا کن فیکون  بود قیافه ها

- گاهی وقتا فکر میکنم علت اینهمه فشن بازیها و قیافه های عجیب و غریب چی میتونه باشه ، بعضی میگن اینا مشکل شخصیتی دارن از خودشون راضی نیستن بعضی میگن از بس قبلا در فشار بودن حالا عکس العملی به این شکل نشون میدن و میخوان ازاد باشن ، وقتی از ایران خارج میشیم و بازم ایرانیهای با این شکل و شمایل در اونجا میبینم از خودم میپرسم خو اینور اب که ازادن پس چرا اینجا هم دچار اغراق در خودنمایی و ارایش و رفتارهای زننده هستن ...



اینروزا

-اینروزا هر کسی منو میبینه میگه حالا دیگه عروس دار شدی ما رو تحویل نمیگیری ، منکه تغییری در ارتباطاتت و رفتار خودم نمیبینم و نمیدونم اصلا عروس دار شدن چه ربطی به تحویل نگرفتن بقیه داره اما از اونجایی که خیلی ها این حرف میزنن به شک افتادم خب حتما یه ربطی داره

- از دیدن ناله و اشکش ته دلم و پس  پنهان مغزم یه نقطه روشن شد ، یه صدایی تو مغزم گفت حقته حالا که یه نفر دیگه  بلایی که تو سر من آوردی سر خودت اورده میفهمی که اذیت کردن و دل شکستن چه مزه ای داره ، بعد از خودم و از حسم بدم اومد فکر میکردم بخشیدمش اما انگار نه ، هنوز یه دلخوری ته قلبم مونده بود ، بخشیدمش کامل بخشیدم و از خدا طلب بخشش برای کینه پنهان در دلم کردم خداکنه هیچکس دچار غم و ناراحتی نشه 




پس چرا اینهمه دلها تنهاس

خشکسالی و الودگی هوا از بین رفتن جنگلها ، اسیر شدن ادما در قوطی کبریتایی به اسم خونه دیدن هر روزه سنگ و سیمان به جای درخت و شنیدن بوقهای ممتد به جای شنیدن اواز پرندگان ، اسیر سیلاب بی بند و باری و فساد شدن و فساد اداری و اجتماعی بالا رفتن سن و مشکل شدن ازدواج بالا رفتن امار طلاق ، سرطان انواع و اقسام بیماری عجیب و غریب و جدید که حاصل روابط غلط و ...  همه اینا بکنار جدیدا سن یائسگی در زنان کاهش پیدا کرده و به 35 تا 30 رسیده که بهش میگن یائسگی زودرس  و این فاجعه بزرگیه

قصدم مکدر کردن ذهن شما نبود ،میحوام بگم  ایا وقتش نرسیده که به عقل جمعی رو کنیم و چاره ای بیندیشیم ایا وقتش نرسیده مرز بندی های دیندار و بی دین و من از تو خوشم نمیاد تو از من و من اینجوری فکر میکنم تو اونجوری رو کنار بزاریم و خودمون دنبال راه چاره ای باشیم ایا وقتش نرسیده بجای گفتن و ایراد گرفتن از ایرانیها که خودمونم یکی از اونا هستیم عقل هامونو روی هم بریزیم و راه چاره ای پیدا کنیم یعنی فقط باید ببینیم و در این سیلاب مهیب غلط بزنیم و  جلو بریم




ایستگاه استجابت دعا

گاهی برای لحظه ای کوتاه پرده ها کنار میره ، اتصال برقرار میشه دنیا در چشمم تغییر میکنه ، خلوت شیرینی بین بنده و خالق رخ میده در همچین مواقعی  فقط میتونم بگم خداوندا خیلی بزرگی


کتک زدن یعنی چی ؟

کتک زدن یعنی چی ؟

عمل نفرت انگیزی یه ، وقتی حتی سنجاقکها به این زیبایی و بدون جنگ و دعوا در اسمان پرواز میکنن و از زندگی یک روزه شون لذت میبرن چه معنی داره که مردی تا بالکن مشرف به کوچه همسرش و دنبال کنه و اونو مظلوم و بی پناه گوشه بالکن نیم متری گیر بندازه و حالا نزن کی بزن در حالیکه صدای بچه کوچولوش از توی خونه میاد و با صدای جیغ و داد زن ، زنی که مادر یک بچه اس در هم امیخته میشه ، در یه روز خوب روز عید روز شادی روزی که امام مهربانیها به دنیا اومده ، از خشونت متنفرم اونم بین دو نفر که با هم عهد و پیمان محبت و همسری و عشق بستن