X
تبلیغات
رایتل


















زنی با انگشتر عقیق

وقتی گرفتاریهای این دنیا چون خوابهای پریشان می گذرند پس شکیبا باش...امام علی(ع)

برای دقایقی شدم لوکوموتیو یه قطار انسانی درون اب ، پشت سرم یه عده دست به شونه هم صف کشیده بودن و من سرگروه ، مسابقه با صوت که نه با جیغ مربی شروع شد به سمت عقب کشیده شدم بعد از رسیدن به انتها حالا نوبت من بود که به سمت جلو حرکت کنم و آدمای دست بر شانه رو به اول خط برسونم سرگروه بغلی درشت و قوی هیکل بود برعکس من که اندامی میانه دارم ، فرصت برای جا زدن نبود با دست و پا و جیغ و خلاصه هر وسیله ممکن اب و میشکافتم و گروهمو به جلو میکشیدم الحق اونام خیلی تلاش کردن بین 6 گروه دوم شدیم ، با سرگروه درشت هیکل که اول شده بود دست دادم خدایی خیلی هیکلش گنده بود
نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1394ساعت 08:24 توسط شکیبا نظرات (12)

Design By : Pars Skin